شرکت کارگزاری آراد ایرانیان-شعبه همدان
شرکت کارگزاری آراد ایرانیان-شعبه همدان

شرکت کارگزاری آراد ایرانیان-شعبه همدان

تغییر زمان عرضه محصولات پتروشیمی در بورس کالا در هفته آینده


به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم؛ بنابر اعلام مدیریت پذیرش و بازاریابی بورس کالای ایران تاریخ عرضه محصولات پتروشیمی در بورس کالای ایران طی هفته آینده تغییر می کند .

براساس این اطلاعیه، عرضه محصولات پتروشیمی خارج از سیستم بهین یاب روز شنبه 29 آذرماه صورت خواهد گرفت؛ این در حالی است که  عرضه محصولات پلیمری مشمول سیستم بهین یاب، روز دوشنبه اول دی ماه انجام می شود. همچنین، محصولات ‌شیمیایی مشمول سیستم بهین یاب نیز در روز چهارشنبه 3 دی ماه بر روی تابلوی عرضه می رود .

همچنین زمان عرضه های فرآورده های نفتی و پتروشیمی در بورس کالای ایران از روز شنبه 6 دی ماه به روال معمول قبلی برخواهد گشت.

پرشین تحلیل

پربازده ترین صنعت بورسی در فصل خزان


صنعت ماشین آلات و تجهیزات از جمله صنایعی است که از ابتدای مهر ماه امسال تا روز گذشته بازدهی مثبت را به سهامداران خود اعطا کرده، به گونه ای که این گروه با تحقق بازدهی مثبت 39.54 درصدی به عنوان پربازده ترین صنعت شناخته شده است .

 

براساس گزارش بورس نیوز، گروه ماشین آلات و تجهیزات دارای شش طبقه همچون انواع بالابر، ماشین آلات کشاورزی، انواع پمپ، تهویه و لوازم برقی خانگی است و 15 مجموعه در این گروه فعال هستند .

 

براساس اطلاعات موجود، بورس در حالی طی مدت مذکور بازدهی مثبت 13.39 درصدی را به دست آورده که بازدهی مثبت 39.54 درصدی یعنی حدود سه برابر بازدهی بورس رهاورد گروه ماشین آلات و تجهیزات برای سهامدارانش بوده است .

 

به گونه ای که از میان 15 شرکت فعال در این صنعت تنها سه نماد بازدهی منفی محقق کرده اند و سهام مابقی مجموعه ها با رشد قیمتی همراه بوده است .

 

برهمین اساس، شرکت اشتاد ایران در نماد "تشتاد" از ابتدای پاییز تا سه شنبه هفته جاری بازدهی مثبت حدود 200 درصدی را به سهامداران خود اعطا کرده است که البته سهام این مجموعه در بازار پایه توافقی معامله می شود .

 

براساس این گزارش، در حالی طی دوره مذکور حجم معاملاتی 75 هزار و 174 سهم در نماد "تشتاد" رقم خورده که رتبه نقدشوندگی این نماد 415 مرتبه محاسبه می شود .

 

علاوه بر این، شرکت کمباین سازی ایران با کسب بازدهی مثبت 153.48 درصدی و رتبه نقدشوندگی 360 مرتبه رتبه دوم را به خود اختصاص می دهد و بعد از آن شرکت خدمات کشاورزی با تحقق بازدهی مثبت حدود 53 درصدی در ردیف سوم پربازده ترین سهم در گروه ماشین آلات و تجهیزات قرار می گیرد .

 

همچنین "تایرا" با تحقق بازدهی مثبت حدود 42 درصدی و "لبوتان" با کسب بازدهی مثبت بیش از 41 درصدی در ردیف های بعدی قرار می گیرند. برهمین اساس دو نماد "تشتاد" و "تکمبا" بازدهی مثبت بیش از 100 درصدی را طی دوره مذکور محقق می سازند و دو نماد "تکشا" و "تایرا" بازدهی مثبت 40 تا 60 درصدی را به دست آورده اند .

 

همچنین بازدهی مثبت 10 تا 20 درصدی دستاورد نمادهایی همچون "تکنو"، "آزمایش" "لخزر" و "لخانه" بوده است .

 

این در حالی است که مجموعه های ماشین سازی نیرومحرکه، پمپ ایران و نیز آبسال از کسب بازدهی مثبت بی نصیب مانده اند و با افت قیمتی سهام مواجه شدند .

 

به گونه ای که "تپمپی" بازدهی منفی بیش از 12 درصدی محقق کرد و "لابسا" و "تمحرکه" بازدهی منفی کمتر از دو درصدی را به دست آوردند .

 

علاوه بر این، شرکت سرمایه گذاری پارس توشه با رتبه نقدشوندگی 26 بالاترین رتبه نقدشوندگی را به خود اختصاص داده و در مقابل آن شرکت لوازم خانگی پارس در انتهای جدول جای می گیرد .

 

در پایان این گزارش می افزاید، تعداد 34 هزار و 507 کد معامله با جابه جایی بیش از یک میلیارد و 600 میلیون سهم طی 150 هزار و 369 دفعه معامله ارزشی به مبلغ چهار هزار و 842 میلیارد ریال را رقم زده است. همچنین شرکت تراکتورسازی ایران با حجم معاملاتی بیش از 498 میلیون و 981 هزار سهم به عنوان پرگردش ترین سهم این گروه شناخته شد.

پرشین تحلیل

سهام بورس، تنها کالایی که متاثر از افت قیمت نفت بی‌ارزش شد


کشور ما ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی با انواع تهدید ها نظامی و فشارهای اقتصادی مواجه بوده است که به طوریکه با پیشرفت هایی که در زمینه قوای مسلح و تجهیزات نظامی داشته ایم و همینطور عیان شدن تبعات جنگ نظامی برای حامیان منطقه ای کشورهای متخاصم و همینطور برای خود آنها گزینه رویارویی نظامی تقریبا منتفی شده است .

 

اما تنها اهرم فشار باقی مانده در دست قدرت های بزرگ و زورگو اهرم فشار اقتصادی است.البته ناگفته نماندکه تحریم اقتصادی کشورها علاوه بر اینکه باعث وارد آمدن خساراتی به کشور هدف می شود برای خود کشورهای تحریم کننده نیز ضرر و زیان هایی را به همراه دارد .

 

به عنوان یک نمونه واضح می توان از تحریم های اقتصادی علیه ایران در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی اشاره کرد.به طوریکه در زمان حاضر شرکت های بزرگ نفتی جهان و غول های خودروسازی دنیا یک به یک به دنبال بستن قراردادهای جدید با شرکت های داخلی هستند .

 

اینکه هدف کشورهای غربی از اعمال فشار و تحریم های اقتصادی علیه دیگر کشورها از جمله ایران چیست کاملا واضح است و آن جلوگیری از پیشرفت کشورهای مستقل در زمینه های علمی فرهنگی و اقتصادی است اما خود تحریمی مقوله ای است که نیاز به تامل و تفکر بیشتر دارد .

 

خود تحریمی به این معنا است که درست برخلاف تحریم که یک کشور خارجی کشوری را مورد تحریم قرار می دهد،کشوری که مورد تحریم واقع شده است با تصمیم ها و اعمالی، خودش را مورد تحریم قرار می دهد و باعث می شود اثرات تحریم کشور های خارجی دو چندان شود .

 

در سالهای اخیر با توجه به صدور قطعنامه های متعدد از سوی سازمان ملل و برخی کشورها همچون آمریکا و اتحادیه اروپا فشار های اقتصادی وارد بر کشورمان شدت گرفت و با توجه به ساختار اقتصادی و صنعتی کشور که متکی به درآمد های نفتی و واردات مواد خام و اولیه است، باعث ایجاد رکود در بخش تولید گردید و از طرفی هم با توسل به بانک مرکزی و استقراض از آن موجب افزایش نقدینگی ناشی از رشد پایه پولی و به دنبال آن تورم را شاهد بوده ایم .

 

باروی کار آمدن دولت جدید در طول یک سال گذشته و با توجه به سیاست های معتدل دولت در زمینه سیاست خارجی و تعامل با دنیا به خصوص در زمینه مذاکرات هسته ای به تدریج فضای خوشبینی بر کشور حاکم گردید و امیدها به بهبود روابط با غرب و کاهش تحریم ها قوت گرفت این فضای خوش بینی با رای اعتماد آوردن تیم اقتصادی دولت کامل شد و به خصوص وزیر اقتصاد که با بالاترین رای اعتماد نمایندگان مجلس به وزارت اقتصاد راه یافت .

 

 اما به تدریج با گذشت زمان، تصمیمات و جهت گیری های کلان اقتصادی دولت باعث بروز نگرانی و تردیدهایی میان سهامداران و سرمایه گذاران در بورس گردید از جمله افزایش قیمت خوراک واحد های پتروشیمی به یکباره تا چندین برابر،افزایش عوارض صادراتی سنگ آهن،افزایش قیمت حامل های انرژی برای صنایع انرژی بر مانند فولاد و سیمان و افزایش مالیات بر ارزش افزوده همگی باعث ایجاد یک شوک به ساختار اقتصادی کشور گردید .

 

تقریبا همه اقتصاددانان بر این موضوع واقف هستند که قیمت انرژی در ایران بسیار پایین است ولی قریب به اتفاق تمامی آنان بر این عقیده هستند که آزادسازی قیمت ها باید به تدریج و با شیب ملایمی همراه باشد .

 

از طرفی هم کاهش پرداخت یارانه های سنگین در بخش حامل های انرژی از سوی دولت به صنایع و یا ایجاد درآمد از محل تعیین عوارض صادراتی و سایر بخش ها برای دولت برای پیشبرد امور جاری کشور بر کسی پوشیده نیست .

 

از سوی دیگر دولت باید به این امر توجه نماید که بخش های اقتصادی و سودآور کشور و صنایعی که ارزآوری خوبی دارند و دارای مزیت نسبی هستند را قربانی منافع کوتاه مدت خود مانند تامین کسری بودجه، ننماید و هروقت که با کمبود منابع روبرو می شود فشار، روی بخش های اقتصادی کشور وارد ننماید اما متاسفانه موضوعی را که در یک سال گذشته شاهد آن بودیم خلاف این امر را ثابت می کند موضوعی که از آن به عنوان خودتحریمی در اذهان اقتصاددانان نقش بسته است .

 

در این بین مقوله اقتصاد مقاومتی به عنوان یک حلقه مفقوده در سیاست های اقتصادی دولت-که همواره مورد تاکید مقام معظم رهبری بوده و هست-و در میان سرمایه گذاران برای خروج از رکود و مقابله با تحریم ها، مشاهده می شود.همه سرمایه گذاران و فعالان بازار سرمایه تیم اقتصادی دولت را نقطه قوت دولت جدید می دانستند خصوصا وزیر اقتصاد که با بالاترین رای اعتماد به وزارتخانه راه یافت .

 

اما متاسفانه حرکت جدی و محکمی را در بعد حمایت از بازار سرمایه از سوی دولت و وزیر اقتصاد مشاهده نشده است و اقدامات دولت به جای اینکه در جهت کمک به بازار سرمایه باشد کاملا در خلاف آن بوده است به گونه ای که راهبرد دولت در این زمینه در پیش گرفت سیاست های انقباضی جهت کاهش میزان نقدینگی و به تبع آن کاهش نرخ تورم می باشد به طور مشخص همانگونه که اشاره شد در طول یک سال گذشته پس از حرف و حدیث های فراوان راجع به افزایش قیمت خوراک واحد های پتروشیمی، بالاخره این افزایش قیمت تصویب شد و یا در مورد عوارض صادراتی سنگ آهن نیز وضعیت به همین منوال بود .

 

مشکل چندین ساله کشور ما این است که تصمیمات اقتصادی بدون سنجش عواقب و بدون در نظر گرفتن همه جوانب اخذ می گردد، بالابردن یکباره قیمت خوراک صنایعی که بیش از 40درصد ارزش بورس کشور را تشکیل می دهند، صنایعی که در کشور ما به سبب وجود منابع سرشار انرژی از مزیت نسبی برخوردارند و در شرایط تحریم می توان به عنوان صنایعی که ارزآوری خوبی دارند به آنها تکیه کرد،تصمیمی کاملا غیرمنطقی و غیر عقلایی بود و در حوزه سنگ آهن هم موضوع افزایش یکباره عوارض صادراتی همانند یک شوک بود که به فعالان این حوزه وارد شد .

 

افزایش عوارض صادراتی جهت جلوگیری از خروج مواد خام به خارج از کشور به جهت حمایت از اشتغال و ارزش افزوده بالا امری کاملا منطقی است.اما مشکلی که در این زمینه کشور با آن روبرو است عدم تناسب میان ظرفیت استخراج سنگ آهن با ظرفیت فرآوری آن است به طوریکه در زمینه تکمیل زنجیره ارزش صنایع سنگ آهن و گندله و فولاد هنوز نیاز به سرمایه گذاری های کلان هستیم. به گونه ای که در حال حاضر سنگ آهن به چین صادر می شود و در مقابل گندله و کنسانتره سنگ آهن مورد نیاز برای صنایع فولاد سازی را وارد می کنیم .

 

ای کاش مسئولین امر توجه کافی به این مقوله داشتند و قبل از هر تصمیمی به خوبی جوانب امر را سنجیده و با مطالعه کامل نسبت به اخذ تصمیمی مبادرت نمایند تا هم سهامداران و سرمایه گذاران از این تصمیم متضرر نشوند و هم اعتماد و ثبات به بازار سرمایه برگردد .

 

چون در هر شرایطی اعم از تحریم و غیر تحریم رشد بازار سرمایه می تواند مشکل کمبود منابع سیستم بانکی را جبران نماید و موتور محرکی برای رشد اقتصادی و افزایش رفاه اقتصادی باشد .

پرشین تحلیل

فریب خریدهای هیجانی بازار را نخورید


مترجم: بیتا نظام دوست

منبع : Kellogg Insight

معرفی یک کالای جدید به بازار هزینه‌های زیادی دارد: از مخارج تحقیقات و تولید گرفته تا هزینه فرصت‌ها و زمانی که محصول با شکست مواجه می‌شود. به علاوه، شرکت‌ها هم انتظار دارند تمام اطلاعات ممکن مربوط به مشتری‌های بالقوه را پیش از وارد شدن محصول به بازار در اختیار داشته باشند. در نتیجه این پروسه برای جلوگیری از ضررهای بزرگ باید بسیار با احتیاط انجام شود .

 

اریک اندرسون، استاد بازاریابی در دانشکده مدیریت Kellogg در این رابطه به مرحله کلیدی تحقیقات پرداخته است. وی در این رابطه می‌گوید اغلب تلاش‌های تحقیقاتی در بازار در مورد واکنش‌های مشتریان نسبت به یک محصول جدید حول سوالاتی از این دست متمرکز است: آیا مشتریان از آن محصول لذت می‌برند؟ چه ویژگی‌هایی در آن را بیشتر می‌پسندند؟ چه ویژگی‌هایی را نمی‌پسندند؟ اما در کنار این پرسش‌ها، سوال مهم‌تری وجود دارد و آن این است که خود این مشتری‌ها اساسا چه کسانی هستند؟ تاکنون کسب اطلاعات تنها از مشتریان راغب1 انجام می‌شده است تا محصولاتی تولید شود که مشتریان از آنها لذت ببرند و سود کافی داشته باشد. اما پیش آمده است که زمانی که مشتریان راغب از یک محصول خیلی لذت می‌برند، در نهایت آن محصول تنها برای دسته کوچکی از مشتریان جاذبه پیدا می‌کند.مطالعات اخیر نشان می‌دهد گاه کسب اطلاعات از دسته‌های مختلط و حتی کاملا غیرمحتمل از مشتریان می‌تواند بسیار باارزش باشد. اندرسون و همکارانش این دسته از مشتریان را «پیشروان شکست» می‌نامند. بازخورد مثبت از مشتریان راغب خبر از موفقیت یک محصول می‌دهد، درحالی‌که بازخورد مثبت از پیشروان شکست خبر از سقوط آن می‌دهد .

 

 یک نشانه‌ بد

اندرسون و همکارانش در مطالعه‌ خود از داده‌های کارت‌های برنامه وفاداری از یک خرده‌فروشی بزرگ استفاده کرده‌اند تا عادت‌های خرید حدود نیم میلیون مشتری را در یک بازه زمانی دو ساله مورد بررسی قرار دهند. آنها به‌طور ویژه علاقه‌مند به اطلاعات مربوط به خرید کالاهای تازه‌وارد در بازار هستند و به دنبال پاسخ به پرسش‌هایی از این دست هستند که کدامیک از کالاهای جدید بعد از سه سال هنوز در بازار باقی مانده است؟ کدام کالاها از دور خارج شده‌اند؟ و چه کسانی مشتریان اولیه کالاهایی بودند که دیگر از دور خارج شده اند؟اندرسون بر این نکته تاکید می‌کند که «این کالاها که به‌راحتی از دور خارج می‌شوند کالاهایی هستند که پیش از سقوط راه درازی را طی کرده‌اند، آنها با موفقیت تولید شدند، آزمون‌های اولیه را پشت سر گذاشتند، با مشتری ارتباط برقرار کردند، وارد خرده‌فروشی‌ها شدند، خرده‌فروش‌ها با فروش آنها برای یک دوره کامل موافقت کردند، ولی در نهایت، برای مدت طولانی دوام نیاوردند. این نکته مهمی است

این محققان مشاهده کردند که به‌رغم این پروسه طولانی، مطابق برآوردهای قبلی، تنها 40 درصد از محصولات جدید طی مدت سه سال در بازار دوام آوردند. آنها دریافتند که احتمال موفقیت یک محصول نه فقط به مقدار فروش آن بلکه به نوع خریدار آن نیز بستگی دارد و نکته جالبی را مشاهده کردند: زمانی که خرید عمده یک کالای جدید توسط دسته خاصی از مشتریان انجام شود، احتمال شکست آن کالا خیلی بیشتر می‌شود. ما نام این گروه را «پیشروان شکست» می‌گذاریم. این یافته جدید تمام معیارهای قبلی در ارزیابی کالاهای جدید را زیر سوال می‌برد. چطور ممکن است فروش بالا نشانه‌ای از شکست باشد؟! اما متاسفانه حقیقت دارد. این گروه از مشتریان به‌طور عجیبی حول کالاهای ناموفق جمع می‌شوند. اگر نوشابه کریستال رژیمی پپسی را - که بین سال‌های 1992 تا 93 میلادی در آمریکا و کانادا به فروش می‌رفت- به یاد می‌آورید، باید بدانید که مثالی معروف از این همین واقعیت است .

 

 مشتریانی با سلیقه عجیب

اما این پیشروان که یک کالا را محکوم به عمری کوتاه می‌کنند چه کسانی هستند؟ آنها نه آدم‌هایی هستند که در ساعت‌های عجیب و غریب روز خرید می‌کنند و نه کم هوش‌تر از بقیه مشتریان هستند. اینها فقط مشتریانی هستند که سلیقه‌ای خاص دارند. می‌توان این‌طور گفت که «سلیقه و ترجیحات آنها عادی و روزمره نیست و نمی‌تواند نماینده سلیقه کل جمعیت خریداران باشد.» «زمانی که مدیران یا سازندگان یک کالا ادعا می‌کنند که محصولشان عالی است چون مشتریانی هستند که آن را بسیار دوست دارند، باید بلافاصله از آنها پرسید: کدام مشتریان؟» برای شناسایی آنها «باید توجه کنیم چه وقت محصول ما تنها جذب یک گروه محدود از مشتریان می‌شود. فروش اولیه یک کالا در ابتدای معرفی آن به بازار معمولا تا حد زیادی بالا است اما طولی نمی‌کشد که این فروش کمرنگ می‌شود و تنها گروه کوچکی از مشتریانی با سلیقه عجیب باقی می‌مانند، به طوری که تعداد آنها برای ادامه تولید محصول کافی نیست

 

 پیشروان شکست خود را بشناسید

این مطالعه روش‌هایی عملی برای شناخت پیشروان شکست و استفاده از آنها پیشنهاد می‌کند. یک نمونه این است که سازمان‌ها نباید در تحقیقات خود فقط از مشتری بپرسند که آیا محصول مورد نظر را خریداری می‌کنند یا نه، بلکه در کنار آن باید از آنها بپرسند چه محصولات دیگری به غیر از این محصول جدید هستند که آنها به‌طور مرتب خریداری می‌کنند. مثلا یک مشتری‌ که به‌طور مرتب وسایل شست و شوی منزل را خریداری می‌کند برای تحقیق در مورد وسایل خانه مناسب است و باید به او توجه کرد. اما نظر شما در مورد مشتری‌ دیگری که هنوز حسرت طعم عجیب آن نوشابه‌ای را می‌خورد که فقط سه هفته در بازار دوام آورد، چیست؟ البته که باید به او هم توجه کرد! چون او شما را به سمت همان کالاهایی می‌برد که احتمال بیشتری برای شکست دارند و «تشخیص کالاهای محتمل به شکست از تشخیص کالاهای محتمل به موفقیت به مراتب مفیدتر است.»به‌طور خلاصه می‌توان گفت «وقتی مشتری‌ هنوز به دنبال طعم عجیب آن نوشابه‌ سه هفته‌ای است به وضوح به ما می‌گوید که سلیقه‌ای هماهنگ با کل جمعیت مشتریان ندارد و اغلب اوقات به سمت محصولاتی جذب می‌شود که برای مدت طولانی در بازار باقی نمی‌مانند.» و قدرت پیشگویی ارزشمندی را برای ما فراهم می‌کند .

 

 پی‌نوشت‌ها

1) مشتریان راغب (Lead Customers) علاقه‌مندان حرفه‌ای یک محصول با نیاز شدید و نگرش خاص هستند که در مورد محصولات جدید پرس‌وجو می‌کنند و به دنبال آشنایی با محصولات جدید و در نهایت خرید آنها هستند .

پرشین تحلیل

چرخه معیوب بورس و ارز


دنیای اقتصاد: بازار آزاد ارز در خیابان اسلامبول نیم ساعت پس از آنکه شاخص بورس در خیابان حافظ بسته شد میل به نوسان پیدا کرد. قیمت دلار در بازار آزاد از 3 هزار و 430 تومان تا سطح 3 هزار و 475 تغییر کرد. تغییری که به گفته فعالان بازار ارز تحت تاثیر ریزش بورس صورت گرفت. در واقع در روزی که بورس با کاهش 1/1 درصدی روبه‌رو شد نرخ دلار 3/1 درصد بالاتر رفت. افت بورس در تحلیل نوسان دلار از آن جهت اهمیت دارد که با وجود معرفی عوامل دیگر در تغییر درجه نوسان بازار، آنها نتوانسته بودند بر روند قیمت دلار تاثیر بگذارند. فضای بازار به گونه‌ای بود که تا نیمه روز، نرخ دلار در مقایسه با آخرین روز کاری 5 تومان نیز افت ثبت کرده بود اما به محض آنکه بازار بورس با پایین‌ترین رکورد 14 ماهه به کار خود خاتمه داد ضرباهنگ نوسان در بازار ارز نیز تشدید شد. نوسان در بازار ارز در حالی تحت تاثیر ریزش بورس رخ داد که بازیگران بورس نیز دلیل ریزش شاخص را نوسان‌های قیمتی در بازار ارز عنوان می‌کنند. این روند که از چهارم آذر (زمان تمدید مذاکرات) شکل گرفته موجب چرخه معیوبی در دو بازار مهم کشور شده است. به‌گونه‌ای که هر کدام منشأ نوسان‌ساز را بازار دیگر معرفی کنند. «دنیای اقتصاد» در گزارشی به ریشه‌های نظری اثرگذاری دو بازار بر یکدیگر و شکل‌گیری این چرخه پرداخته است .

دنیای اقتصاد: بازار ارز آزاد در خیابان اسلامبول نیم ساعت پس از آنکه شاخص بورس در خیابان حافظ بسته شد، میل به نوسان پیدا کرد. قیمت دلار در بازار آزاد از 3 هزار و 430 تومان تا سطح 3 هزار و 475 تغییر کرد .

 

تغییری که به گفته فعالان بازار ارز تحت تاثیر ریزش بورس صورت گرفت. در واقع در روزی که بورس با کاهش 1/1 درصدی روبه‌رو شد، نرخ دلار 3/1 درصد بالاتر رفت. افت بورس در تحلیل نوسان دلار از آن جهت اهمیت دارد که با وجود معرفی عوامل دیگر در تغییر درجه نوسان بازار، آنها نتوانسته بودند بر روند قیمت دلار تاثیر بگذارند. تا ظهر روز گذشته نرخ دلار در مقایسه با آخرین روز کاری 5 تومان نیز افت ثبت کرده بود اما به محض اینکه بازار سهام با پایین‌ترین رکورد 14 ماهه به کار خود خاتمه داد، ضرب‌آهنگ نوسان در بازار ارز نیز تشدید شد .

 

 علت نوسان در دو بازار

درجه نوسان در بازار ارز و سهام از 4 آذر (روز تمدید مذاکرات) شدت یافته است. شاخص بورس در مسیر ریزش قرار گرفته و قیمت دلار که شاخص بازار ارز به حساب می‌آید میل به افزایش یافته است. در بیان عوامل نوسان دو بازار سه عامل با هم مشترک هستند؛ تغییر انتظارات، کاهش قیمت نفت و بودجه سه عاملی هستند که منشأ نوسان در سه بازار معرفی می‌شوند. اما عامل چهارم در بازار ارز و بورس با یکدیگر متفاوت است. فعالان بازار ارز،  ریزش بورس را عامل تاثیرگذار بر نوسان قیمت معرفی می‌کنند و در مقابل بازیگران بازار سهام افت شاخص را متاثر از نوسان قیمت در بازار ارز توصیف می‌کنند. به این شکل فعالان هر دو بازار عامل مسلط نوسان در حوزه فعالیت خود را به بازار دیگر حواله می‌دهند. از همین رو هر دو بازار وارد چرخه معیوبی شده است که هر کدام در ریشه‌یابی علت نوسان به دیگری اشاره دارد .

 

 نوسان در نگاه جریان‌گرا و سهام‌گرا

درباره رابطه پویای بین نرخ ارز و قیمت سهام هنوز توافق عمومی وجود ندارد اما براساس پژوهش‌های انجام شده می‌توان دو دیدگاه کلی را در این خصوص مطرح کرد .

مدل جریان‌گرا: برخی با طرح مدل‌های جریان‌گرا این فرض را مطرح می‌کنند که حساب جاری کشور و تراز جاری(تفاضل صادرات از واردات) دو عامل تعیین‌کننده نرخ ارز هستند. این اثر در یک فرآیند مشخص و نهایتا بازار سهام اثر می‌گذارد. فرض مدل بر این است که تغییرات در نرخ ارز آثار خود را بر رقابت بین‌المللی و تراز تجاری و به این ترتیب بر متغیرهای واقعی اقتصاد همچون تولید و درآمد واقعی منعکس می‌کند. این روند در ادامه جریان نقدینگی آتی و جاری شرکت‌ها و قیمت سهام آنها را متاثر می‌سازد. طبق این مدل کاهش ارزش پول داخلی(افزایش در نرخ ارز) شرکت‌های محلی را بیشتر رقابتی می‌کند و صادرات آنها را در یک مقایسه بین‌المللی ارزان‌تر می‌سازد.  افزایش مزیت کالای تولید داخل و به تبع آن افزایش صادرات نیز به درآمد بالاتر منجر می‌شود که به نوبه خود قیمت سهام شرکت‌ها را افزایش می‌دهد.  بنابراین در این مدل‌ها نرخ ارز بر قیمت سهام با رابطه‌ای مثبت اثر می‌گذارد .

مدل سهام‌گرا: دیدگاه دوم به دیدگاه مدل‌های سهام‌گرا معروف هستند. در این مدل‌ها فرض می‌شود که حساب سرمایه عامل تعیین‌کننده نرخ ارز است.  این مدل چنین عنوان می‌کند که رابطه منفی بین نرخ ارز و قیمت سهام وجود دارد.  طبق این مدل کاهش قیمت سهام باعث کاهش ثروت سرمایه گذاران داخلی می‌شود که این امر منجر به تقاضای کمتر برای پول به همراه نرخ بهره پایین‌تر می‌شود. کمتر شدن نرخ بهره موجب خروج سرمایه به سمت بازارهای خارج از کشور،  با فرض ثبات سایر شرایط و کاهش ارزش پول داخلی و گران‌تر شدن نرخ ارز می‌شود.  براساس مدل‌های پولی برعکس دو مدل فوق،  بین نرخ ارز و قیمت سهام رابطه‌ای وجود ندارد .

آنچه از این مدل‌های نظری بر می‌آید نشان می‌دهد که همزمان نمی‌تواند وضعیت دو بازار عامل تشدید نوسان در دیگر باشد. به بیان دیگر مطالعات نشان می‌دهد امکان دارد یک بازار علت باشد و بازار دیگر معلول. اما رابطه دو طرفه علیتی در دو بازار تاکنون مشاهده نشده است .

برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند در ایران نتایج حاکی از تاثیرپذیری مستقیم ارزش سهام شرکت‌های صادراتی وغیر صادراتی از نرخ ارز بوده البته این ارتباط به‌طور همزمان مشاهده نشده بلکه با یک وقفه زمانی برای دوره‌های 6 ماهه،  تایید شده است. این اثرگذاری نیز به دو شکل متفاوت بوده است به‌گونه‌ای که سهام شرکت‌های صادراتی با رشد همراه بوده است و در مقابل سهام شرکت‌های غیرصادراتی تنزل یافته است.  برخی پژوهش‌ها نیز اثبات کرده اند بین نوسانات نرخ ارز و بازده سهام شرکت‌های صادرکننده پذیرفته شده در بورس اوراق بهادارتهران به‌صورت همزمان رابطه معناداری وجود دارد. بنابراین اثر ارز بر سهام شرکت‌ها در بورس یکسان نبوده است .

بررسی‌ها نشان می‌دهد در بورس اوراق بهادار تهران قیمت سهام بعضی از صنایع مثل گروه خودرویی‌ها وپیمانکاری‌ها از افزایش نرخ ارز آسیب می‌بینند و عکس آن برخی صنایع دیگر همانند پتروشیمی‌ها و معدنی‌ها از افزایش نرخ ارز منتفع می‌شوند،  براین اساس انتظار می‌رود که افزایش یا کاهش نرخ ارز تاثیری متفاوت بر صنایع گوناگون بگذارند. اما در حال حاضر با وجود افزایش قیمت دلار سهام پتروشیمی‌ها نیز از وضعیت مناسبی برخوردار نیست. عاملی که گفته می‌شود به دلیل کاهش قیمت نفت است اما هنوز مطالعه دقیقی انجام نشده که تغییرات قیمت نفت با توجه به تغییرات نرخ دلار یک سال گذشته و گشایش‌های صورت گرفته چه میزان بر سوددهی این شرکت‌ها اثر خواهد داشت .

درخصوص نرخ ارز نیز تجربه کشورهای دیگر نشان می‌دهد در طول بحران مالی در آسیای شرقی، در هیچ کشوری رابطه معنی دار از قیمت سهام به نرخ ارز مشاهده نشده است،  ولی رابطه از نرخ ارز به قیمت سهام برای همه کشورهای مورد بررسی به‌جز مالزی وجود دارد(بررسی رابطه بین نااطمینانی نرخ واقعی ارز و شاخص قیمت سهام در بورس اوراق بهادار تهران-فصلنامه تحقیقات مدل سازی )

 

 پدیده جدید

روند بازار ارز و سهام در دوره‌های گذشته نشان می‌دهد معمولاحرکت این دو شاخص در هماهنگی با هم بوده و آنچه هم اکنون اتفاق افتاده پدیده جدیدی است که در دوره اخیر نمایان شده است. با توجه به آنکه نرخ سود بانکی نیز در حال مقایسه با نرخ تورم از بازدهی مناسب و کم ریسک برخوردار است نمی‌توان به صورت قطعی حکم داد که تمامی منابع خارج شده از بورس به بازار پر ریسک ارز منتقل شود. بنابراین دور باطل و معیوبی که دو بازار در حال رخ دادن است تحت تاثیر عوامل بنیادین نیست. کارشناسان بااشاره به این پدیده تاکید دارند: سیاست‌گذاران در رویارویی با آن به‌جای جزئی نگری به‌صورت کلان و جامع دست به اعمال سیاست بزنند تا بازار‌ها از این چرخه معیوب خارج شوند .

 پرشین تحلیل