نخستین
ماه از فصل داغ تابستان در بازارهای مالی کشور نیز پشت سر گذاشته شد و
عمده بازارها تحرکاتی جدی را تجربه کردند. عمده این نوسانات قیمتی که در
بازارهای مزبور رقم خورد ناشی از بیم و امیدهای مربوط به مذاکرات هستهای
میان کشورمان و اعضای 1+5 بود. این موضوع که در نیمه دوم تیر به اوج خود
رسیده بود، پس از دستیابی به توافق هستهای با واکنش دوفازی بازارها همراه
بود. همانطور که انتظار میرفت، ابتدا بازارها با شوکهای قیمتی مواجه
شدند، اما در ادامه به سرعت هیجانات مربوط فروکش کرد. در شرایط کنونی با
حذف ابهامات اصلی مربوط به بحث فعالیتهای هستهای کشورمان به نظر میرسد
از این پس آنچه تعیینکننده روند بازارها باشد مباحث واقعی اقتصاد کشور است . ترمز در آخرین روزهای ماه پررونق بورس به
گزارش اقتصادنیوز همانطور که پیشبینی شده بود، به دنبال توافق هستهای،
بورس تهران شانس نخست رونق در میان بازارهای مالی کشور است. امیدواری به
رونق وضعیت اقتصادی در شرایطی که قیمتها در بازار سهام به سطوح معقولی
رسیده بودند، همگی شرایط را برای یک رشد قابل توجه فراهم کرده بود. در این
میان، در یک ماه اخیر، شاخص بورس توانست رشد ششدرصدی را به ثبت برساند و
بهترین عملکرد را در میان بازارهای مالی کشور تجربه کند. این در حالی بود
که اواسط ماه، دماسنج بازار توانسته بود کانال 69 هزار واحدی را نیز فتح
کند. در این مدت، بسیاری از شرکتها بازدهی قابل توجهی را کسب کردند و این
موضوع سبب شد پس از اعلام توافق هستهای، شاهد اصلاح قیمتها طی روزهای
پایانی تیر باشیم . به
عبارت دقیقتر، اعلام توافق هستهای در ظهر سهشنبه 23 تیر کاملاً مطابق
انتظارات معاملهگران بود و در نتیجه پس از آن توجه بازار سهام به متغیرهای
بنیادی بازار سهام جلب شد. در این شرایط مشاهده میشود بازار سهام از نظر
بنیادی وضعیت چندان دلچسبی ندارد و در نتیجه نمیتوان رشد مداوم قیمتها را
انتظار داشت. هرچند بعید به نظر میرسد که دوران رکودی و فرسایشی بورس
تهران مجدداً تکرار شود، اما نباید انتظار داشت یک روند صعودی بیوقفه و
بدون اصلاح قیمتی را شاهد باشیم . به
عنوان مثال وقتی به وضعیت شرکتها در مجامع سالانه نگاه میکنیم یا
گزارشهای سهماهه نمادهای بورسی بررسی میشوند، هیچ کدام ویژگی قابل توجهی
برای عرضه ندارند و در بهترین حالت به جای تعدیل منفی، عدم تغییر پیشبینی
سود مشاهده میکنیم. این امر سبب میشود معاملهگران وضعیت بازار سهام در
کوتاهمدت را چندان مناسب ارزیابی نکنند. بنابراین، کسب سودهای نسبتاً
مناسب (حدوداً 15 تا 30 درصد در یک ماه اخیر در میان صنایع پیشرو بازار)
باعث میشود بسیاری از سهامداران بورسی تصمیم به فروش بگیرند. علت اصلی این
امر، نبود نگاه بلندمدت میان سهامداران است که باعث میشود نتوانند به علت
خوشبینیهای موجود در اقتصاد کشور، سهام خود را نگه دارند . بررسی
های «تجارت فردا» در ادامه نشان میدهد؛ در واقع، گرچه بسیاری از شرکتها،
به ویژه در گروههایی مثل خودرو، حمل و نقل، لیزینگ، پتروشیمیها و
بانکها نسبت به آینده سودآوری خود امیدوار هستند، اما واقعیات فعلی بیانگر
نکته دیگری است. در نتیجه عدم اطمینانی که به طور کلی و به ویژه در دوران
دولت قبلی نسبت به فضای کسب و کار کشور وجود دارد، اجازه نمیدهد بسیاری از
سرمایهگذاران نگاه میانمدت و بلندمدت به سرمایهگذاری خود داشته باشند . پیش
از این نیز بسیاری از کارشناسان به ریسکهای سرمایهگذاری پس از توافق
هستهای اشاره کردند که از جمله آن مسائلی است که اکنون بنگاههای اقتصادی
کشورمان با آنها درگیر هستند. به هر حال انتظار میرود بورس تهران بتواند
وضعیت متعادلی را در آینده داشته باشد و با اتمام مجامع سالانه و بازیابی
وضعیت شرکتها از رکود خارج شویم. بنابراین، نباید از افتهای قیمتی اخیر
نگران بود، بلکه باید این رفتار را به فال نیک گرفت، زیرا مانع از شیوع
رفتار هیجانی در بازار سهام و ایجاد حبابهای قیمتی شده است . تغییر کانال در بازار ارز از
سوی دیگر، بازار ارز نیز با تحرکات جدی در یک ماه اخیر و به ویژه دو هفته
اخیر همراه بود. به این ترتیب، قیمت دلار که مدتها نوساناتی کمتر از 10
تومان و روند متعادلی را داشت، تغییرات گستردهای را بین کانالهای 3100 تا
3300تومانی طی یک ماه اخیر تجربه کرد. به دنبال خوشبینی به مذاکرات
هستهای بازار ارز نیز با کاهش تقاضا مواجه شده بود و در نتیجه اواسط
تیرماه قیمت هر دلار آمریکا از کانال 3300 تومان به 3200 تومان کاهش یافت و
برای چند روز در این کانال نوسانات آرامی را تجربه کرد . اما
یک روز پس از توافق هستهای، قیمتها در بازار ارز با افت شدیدی مواجه شد و
حتی به قیمتهای کمتر از 3200 تومان نیز رسید. در این شرایط، بلافاصله
هیجانات در بازار ارز فروکش کرد و قیمتها مسیر صعودی در پیش گرفتند. به
عقیده کارشناسان قیمتها در بازار ارز در سطوح بسیار پایینی قرار دارند و
افت بیشتر آنها توجیه زیادی ندارد. در این میان، اظهارات رئیسکل بانک
مرکزی نیز مبنی بر اینکه حدود 10 ماه زمان برای تکنرخی کردن نیاز است
تاکید میکند افت بیشتر قیمت دلار چندان منطقی نباشد. بنابراین، تعادل نسبی
قیمتها در محدوده 3300-3200تومانی میتواند سناریوی محتمل بازار ارز
باشد . دو
روز تعطیلات عید فطر ابتدای هفته بلافاصله با تصویب قطعنامه شورای امنیت
درباره پرونده هستهای ایران در روز دوشنبه همراه شد و این، تا اندازهای
قیمت ارز را در بازار داخلی کنترل کرد. دلار که پس از اعلام توافق ایران و
1+5 با حرکت صعودی و مخالف جهت انتظاری خود همه را غافلگیر کرده بود، در
محدوده 3220 تا 3250 تومان فعلاً نوسان متعادلی دارد. به خصوص با گفتههای
مقامهای مسوول در بانک مرکزی مبنی بر تکنرخی کردن قیمت ارز در ماههای
آتی، این واهمه نزد سفتهبازان بازار دلار وجود دارد که بازارشان چندی دیگر
از سکه میافتد و برای همین دست به خریدهای سنگین نمیزنند. با وجود این،
همچنان با توجه به فضای خوف و رجایی که درباره وضع توافق ایران و غرب وجود
دارد و در نظر گرفتن موضوعاتی نظیر تصمیم کنگره آمریکا یا مجلس شورای
اسلامی، و نیز اینکه بهرغم اتمام مذاکرات هستهای هنوز تحریمی لغو نشده و
دلاری وارد کشور نشده، اندک انگیزههایی برای خرید دلار میان معاملهگران
باقی مانده است. به خصوص با توجه به کاهش اخیر قیمت نفت و واهمه از کمبود
دلارهای نفتی کشور در بازار، نمیتوان بازار را برای خرید و افزایش قیمت
دلار بیانگیزه دانست . با
تمام این اوصاف، فضای غالب بر بازار ارز به خصوص پس از توافق هستهای
کاهشی است و بیشتر صحبت از نرخهایی است که بانک مرکزی امکان دارد در آن
اعداد بخواهد ارز را تکنرخی کند. به لحاظ تحلیل تکنیکی، سطح 3150 تا 3180
تومان حمایت بسیار مستحکمی است که فروشندگان تاکنون حتی با دو بار حمله،
موفق به عبور از آن نشدهاند. با توجه به شیبی که بانک مرکزی قیمت ارز
مبادلهای را افزایش میدهد و نرخ ارز آزاد کنونی، این محدوده قیمتی در
حوالی 3150 تومان نیز برای تکنرخی کردن ارز توسط بانک مرکزی میتواند
ایدهآل باشد. با این اوصاف میتوان اینطور نتیجه گرفت که قیمتهای کنونی
فاصله کمی تا قیمت ارز تکنرخی آینده دارند . فرود اضطراری اونس روز
دوشنبه هفته پیش، چینیها و هنگکنگیها در حالی موتور بازار جهانی طلا را
روشن کردند که قیمت هر اونس این فلز برای اولین بار پس از پنج سال، در
محدوده 1130 دلار تثبیت شده بود. عبور قیمت طلا از باند حمایتی 1130 تا
1150 دلار میتوانست برای معاملهگران معانی زیادی به دنبال داشته باشد و
از اینرو بود که بسیاری، «حد ضرر» معاملاتی خود را در جایی پایین این باند
قرار داده بودند. شکست این سنگر حمایتی، راه را برای ریزش قیمت به کانال
هزاردلاری اونس باز میکرد و از این جهت یک فشار فروش و تحریک حد ضررهای
قرار داده شده میتوانست حرکتی دومینووار ریزشی در بازار طلا ایجاد کند.
این اتفاق افتاد و در بامداد دوشنبه به وقت تهران، ظرف کمتر از پنج دقیقه
هر اونس طلا از قیمت پایانیاش حوالی 1132 دلار، تا 1086 دلار سقوط کرد و
تعداد کثیر «استاپها»ی قرار داده شده در پایین حمایت 1130دلاری اونس یک
به یک فعال شدند . در
واقع، چنان که بسیاری نیز اینگونه تحلیل میکنند، در مواقعی که تجمعی از
دستورهای پیشفرض قرار داده شده در سطح یا باندی از قیمت قرار داده شده
است، معاملهگران «سیستماتیک» با شناسایی و علم به این موضوع و تحریک این
دستورها، قیمت را به سمت دلخواه خود هدایت میکنند. از اینروست که برخی
مقصر حرکتهای دفعی و هیجانی در بازار پربازیگر طلا را معاملهگران
خردهای میدانند که بازیچه معاملهگران بزرگ و سیستماتیک میشوند . سطح
1150دلاری اونس، چه بگوییم به خاطر محدوده طلایی0.618 درصدی فاصله بین کف
تا سقف معتبر بازار، و چه به خاطر ابعاد روانی این حمایت، در برابر شکسته
شدن بسیار مقاومت کرد. اما سیل اخبار ضد طلایی که در اواخر هفته روانه
بازار شد این حمایت را درهم شکست. با بازآرایی کابینه یونان و تصویب بسته
اعتباری پیشنهادی اروپا به این کشور توسط پارلمان، امید برای بقای این کشور
در یورو بیشتر شد؛ و اینکه حتی پارلمان آلمان نیز رای به تلاش برای حفظ
یونان داد . در
نتیجه، با اندک نوری که از میان ابرهای ابهامآفرین در سرنوشت یورو مشاهده
شد، طلا بین اروپاییها تقاضای کمتری به عنوان کالای امن در شرایط نامطمئن
پیدا کرد. اخبار رسیده از چین نیز به این کاهش تقاضا دامن زد و از آمارها
اینطور به نظر میرسد که خرید طلای چین، که از همه کشورهای دنیا بیشتر
است، نسبت به سالهای گذشته در سال 2015 کمتر خواهد بود. غیر از دو سرزمین
کهن یونان و چین اما مهمترین عامل پسران قیمت طلا، فضایی است که بر بازار
این فلز در آمریکا حاکم شده است. در آخرین صحبتهای جنت یلن، رئیس
فدرالرزرو، بار دیگر به قریبالوقوع بودن افزایش میزان نرخ بهره اشاره شد و
این به معنای تقویت ارزش دلار و در مقابل افت ارزش کالاها از جمله طلاست.
به نظر میآید، طلا تا زمانی که این افزایش نرخ بهره در آمریکا تحقق پیدا
نکند، با بیم این واقعه حرکت نزولی خود را ادامه خواهد داد و حتی چنان که
برخی تحلیلگران میپندارند، تجربه قیمتهایی کمتر از هزار دلار برای هر
اونس نیز نباید دور دیده شود. الگوهای نموداری نیز این موضوع را تایید
میکنند و به خصوص دو الگوی مثلث فعال شده در نمودار حرکت قیمت را به سمت
اهدافی بین 950 تا هزار دلار بسیار محتمل نشان میدهند . سکه ناگزیر به
گزارش تجارت فردا، در هفتهای که گذشت، بازنده بازی اونس-دلار در داخل
کشور سکه بود. ابتدا همراه با دلار توانست از کف قیمتی خود برخیزد و مجدداً
افزایش یابد، سکه نیز برای ساعاتی کانال 900 هزارتومانی خود را پس گرفت.
با وجود این، شکسته شدن حمایت قوی 900 هزارتومانی موضوعی بود که این
افزایش قیمت را میتوان تنها به بازگشت به عقبی موقتی تفسیر کرد؛ بازگشتی
که حالا حمایت 900 هزارتومانی به یک مقاومت قوی تبدیل شده بود. با توقف
صعود دلار، ریزش اونس جهانی تشدید شد و به خصوص، روز دوشنبه با آغاز به کار
بازارهای جهانی، معاملهگران سکه با اونسی مواجه شدند که نسبت به آخرین
ساعتهای فعالیت جدی بازار داخلی در روز چهارشنبه هفته قبل از آن، بیش از
50 دلار کاهش یافته بود. از اینرو، سکه بار دیگر وارد جدالی با حمایت 860
هزارتومانی خود شده است؛ سنگری که اگر از دست برود تا کف قیمتی سال 1392
یعنی 810 هزار تومان یک حمایت دیگر، آن هم محدوده 830 تا 840 هزار تومان
باقی میماند. البته باید به خاطر داشت که الگوی نموداری که در سکه فعال
شده میتواند به راحتی این حمایت را درهم بشکند و هدف این الگو را جایی در
کانال 700 هزار تومان دنبال کند. به طور دقیقتر الگوی مثلثی که داخل
نمودار سکه نقدی دیده میشود و پیشتر فعال شده است، هدفی در محدوده 740 تا
750 هزار تومان دارد که هر چند این قیمتها امروز دور از ذهن هستند، شاید
قیمت جهانی فلز زرد با سقوط بیشتر آنها را روی تابلوی صرافیها محقق کند . اما
در بازه یکماهه، در بازار سکه هر دو عامل اثرگذار، یعنی قیمت دلار در
بازار آزاد و همچنین قیمت اونس طلا در بازار جهانی بر قیمتها فشار وارد
کردند. به این ترتیب اواخر ماه گذشته، قیمتها در این بازار در کانال 800
هزارتومانی تثبیت شدند و هر سکه طرح جدید چهارشنبه هفته گذشته 867 هزار
تومان معامله میشد. این امر سبب شد بازار سکه افت 5.5 درصدی را در یک ماه
گذشته به ثبت برساند. این موضوع در شرایطی رخ داد که اونس طلا در بازار
جهانی از سطح 1200دلاری فاصله زیادی گرفت و حتی اواخر هفته گذشته به کمتر
از 1100 دلار نیز رسید. این ریزش سنگین در بازار اونس طلا با مقاومت جدی
سکه مواجه شد؛ به طوری که 23 تیر، حباب منفی سکه (کمتر بودن قیمت بازاری از
ارزش ذاتی) پس از حدود 50 روز معاملاتی تغییر علامت داد و روز چهارشنبه،
قیمت سکه حدوداً 20 هزار تومان بیشتر از ارزش ذاتی خود معامله شد. در این
شرایط، با توجه به ثبات نسبی در بازار ارز و همچنین نبود چشمانداز روشن به
بازار اونس طلا انتظار میرود حباب مثبت سکه پایداری زیادی نداشته باشد و
به آهستگی تخلیه شود . دوربرگردان ایران سر راه نفت گمان
میرفت که نفت در ماه ژانویه کف قیمتی خود را به ثبت رسانده و بازار
بازگشت کرده است. اما توافق 14 جولای ایران و قدرتهای جهانی موضوعی بود که
معادلات را تغییر داد و مسیر بازار نفت را برگرداند. لغو تحریمهای
اقتصادی ایران از جمله تحریم فروش نفت این کشور که قریبالوقوع است، موضوعی
است که بازار نفت با کاهش قیمت از آن استقبال میکند. غیر از حدود 20
میلیون بشکه نفتی که ایران برای فروش آماده دارد، کمترین تا بیشترین
پیشبینیها از این حکایت میکند که با لغو تحریمها و بازگشت ایران به
بازار نفت، چیزی بین 200 تا 700 هزار بشکه در روز به عرضه نفت تا پایان سال
2015 افزوده میشود . حتی
طبق اظهار نظر وزیر نفت کشور آقای زنگنه، تولید نفت ایران تا سال آینده
میتواند به 4.7 میلیون بشکه در روز برسد که حاکی از افزایش بیش از یک
میلیون بشکهای صادرات نفت در روز است. اما چنان که گفته شد تعبیر این
افزایش تولید و فروش توسط ایران توسط معاملهگران بازار نفت، کاهش قیمت هر
بشکه این کالا در وضعیت مازاد عرضه کنونی است. به گفته تحلیلگران، با
ورود نفت ایران به بازار در شرایط کنونی، قیمت نفت این ظرفیت را دارد که تا
بشکهای 40 دلار برای نفت پایه آمریکا کاهش یابد. بازار نفت از همان روز
توافق به استقبال این کاهش قیمت پیشبینیشده رفت و هر بشکه نفت تگزاس به
مرز 50 دلار هم رسید . با
وجود این، هم خود مرز 49، 50دلاری قیمت نفت آمریکا و هم سطوح مختلف
حمایتی که در کانال 40 دلار وجود دارند ریزشهای بیشتر را برای قیمت طلای
سیاه دشوار میکنند. همچنین، کند بودن فرآیند بازگشت ایران به بازار نفت و
به موازات آن بهبود وضعیت تقاضای انرژی و بالاخص نفت در سال جاری که در
گزارش ماه اخیر اوپک نیز به آن اشاره شده، موضوعاتی هستند که میتوانند
جلوی کاهش هرچه بیشتر قیمت را بگیرند. در مقابل، با عملیاتی و بهصرفه شدن
چاههای شیل بیشتری در آمریکای شمالی در قیمتهای کنونی، فشار بیشتری بر
سمت عرضه بازار وارد میآید که نهایتاً شاید قیمت تعادلی تا پایان سال
میلادی برای هر بشکه نفت آمریکا جایی بین 45 تا 50 دلار باشد . پرشین تحلیل
با نگاهی به عرضه سیمان در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای گذشته، این نماد تحت تاثیر سیاستهای اقتصادی ناشی از تحریمها و اجرای دو فاز قانون هدفمندی یارانه ها تغییرات قیمتی بسیاری را در تولید و عرضه تجربه کرده است؛ تا آنجا که می توان هم اکنون با تمامی فراز و فرودهایش از آن به عنوان یکی از صنایع آینده دار بورسی در دوران پساتحریم یاد کرد.
به گزارش خبرنگار ایسنا، صنعت سیمان با داشتن 32 زیر مجموعه در بازارهای بورس، فرابورس و پایه بورس معادل 2.5 درصد از ارزش کل بازار سهام را در اختیار دارد و 26 نماد از 32 نماد این مجموعه در فهرست پربیننده ترین نمادهای بورسی قرار دارد.
مرور سهام این صنعت در فاصله سال های 1392 تا 1384حاکی از روزهای خوشی برای سهامداران این صنعت است. از سال 1382 و قبل از ترکیدن حباب بورس تهران تا سال 1384، سهام شرکتهای سیمانی جزو پر اقبالترین سهام بورسی محسوب میشدند. تا اینکه سکه خوش اقبال این صنعت در سال های بعدتر روی دیگری را به صاحبان این صنایع و بازار معاملاتی نشان داد.
در سال 1389 عرضه سیمان در مناطقی از شهر تهران و شهرهای اطراف آن به شدت کاهش پیدا کرد، بطوری که عوامل ساخت و ساز در پروژه های 99 ساله این اتفاق را در شرایطی که وزارت صنایع از رشد 23 درصدی تولید سیمان خبر می داد، عجیب توصیف کردند. شاخص این صنعت در زمستان سال 1390 هم زمان با اوج گیری نرخ ارز رو به افزایش گذاشت، بطوری که شاخص این صنعت تا خرداد 1391 به بیشینه تاریخی خود رسید.
مجموع ارزش بازار شرکتهای سیمانی در سال 1391، 32 هزار میلیارد ریال بود که به موجب آن 3 درصد از کل ارزش بازار تهران به این صنعت اختصاص یافت و لقب نهمین صنعت عمده بورس را بعد از صنعت خودرو از آن خود کرد.
سال 1391 سال پررونق این صنعت بهشمار آمد تا جاییکه بر اساس گزارش عملکرد سه ماهه 18 شرکت سیمانی در ابتدای آن سال معادل یک سوم از سود پیش بینی شده این صنعت پوشش یافت و از نظر بازده در آن سال مالی صنعت سیمان بیشتر از بازده بازار محاسبه شد.
طی سال های گذشته صنعت سیمان در تالار شیشه ای حال و هوای دیگری به خود گرفت. این تغییر را می توان در کاهش سهم سیمانیها در شرکتهای سرمایهگذاری و منفی شدن سهام آنها در بورس تهران مشاهده کرد. تغییرات قیمت سهام سیمان تهران طی دو سال اخیر یکی از این نمونههاست که نشان میدهد افت سریع قیمت سهم، موجب رسیدن شاخص قدرت نسبی به محدوده بیش فروش شده است.
به گفته کارشناسان، وضعیت سهام صاحبان صنعت سیمان جالب نیست و با افت ارزش سهام مواجه شده است. این افت قیمت سهام که چند سالی است ادامه دارد تا به حدی بوده که موجب شده تا ارزش سهام سیمان در بورس به کمتر از یک سوم ارزش ذاتی و واقعی کاهش یابد.
افزایش هزینه تمام شده سیمان در پی تحریم های اقتصادی و سیاست های یارانه ای منجر به کاهش حاشیه سود شرکت های سیمان شد؛ تا جاییکه در سال 1393 با زیان 28 درصدی کل بازار شاخص صنعت سیمان نیز زیانی 15.42 درصدی را برای سهامدارانش بهمراه داشت. در همان سال تنها شش شرکت از 32 شرکت سیمانی تعدیل مثبتی را در گزارشات خود اعلام داشتند.
بداقبالی شرکت های سیمانی در سال گذشته تنها به زیان شاخص بورس ختم نشد. به علت رکود ساخت و ساز، تعطیلی بسیاری از پروژه های عمرانی از جمله مسکن مهر بدلیل فشار تحریم ها و مشکلات اقتصادی، کاهش صادرات بدلیل جنگ و بحران سیاسی در کشورهای واردکننده سیمان از جمله عراق، افغانستان، یمن و سودان و افزایش بهای سوخت، این صنعت را با بحرانی جدی رو به رو کرد.
در حال حاضر حدود 70 کارخانه سیمان با ظرفیت اسمی 79 میلیون تن وجود دارد. صنعت سیمان بعد از صنایع بانکداری، خودرو و پتروشیمی چهارمین صنعت پربیننده بورس اوراق بهادار بوده و پس از صنایع نفت، بانک و پتروشیمی نیز چهارمین صنعت پربیننده فرابورس قلمداد میشود. از 31 شرکت سیمانی در بورس، شش شرکت از ارزش معاملاتی میلیاردی برخوردارند و هشت شرکت با تغییر قیمت نزولی و منفی همراه بودند که از شرکتهای پرببینده این صنعت میتوان به سیمان فارس و خوزستان و داراب اشاره کرد.
همچنین پیشبینی سود سال 1394 این شرکتهای سیمانی با وجود تعطیلی یک ماهه واحدهای تولیدی کلینکر در پی انباشت آن در واحدهای تولید سیمان، تاثیری منفی گذاشت تا اینکه پیش بینی اکثر شرکت های این گروه با تعدیل منفی اعلام شد.
شرکتهای سیمانی هم اکنون برای جبران بدهیهایی که مشمول افزایش هزینه ها و بدهیهای ارزی است، افزایش 17 درصدی قیمت را در دستور کار خود قرار دادند. افزایش قیمتی که به گفته شیخان، رییس انجمن صنفی تولید کنندگان سیمان، تنها راه پیش رو پس از افزایش قیمت برق و گازوییل است که در صورت تحقق آن تاثیر بسزایی در میزان سوددهی این شاخص در بازار سهام خواهد داشت.
هم اکنون ظرفیت تولید سیمان در کشور 85 میلیون تن و میزان نیاز داخل 55 میلیون تن است. در خرداد ماه امسال تولید سیمان به 5 میلیون و 882 هزار و 99 تن رسید و توزیع آن طی سه ماه نخست امسال بالغ بر 12 میلیون و 676 هزار و 214 تن بوده است.
عبدالرضا شیخان با امیدواری از برطرف شدن مشکلات بازار داخلی سیمان و همکاری وزارت مسکن و شهرسازی و بتنی شدن بخشی از روکشهای جاده ای کشور برای افزایش ایمنی و طول عمر جاده ها و کاهش استهلاک خودروها، آینده بازار داخلی سیمان تا پایان سال 1394 را خارج شده از رکود پیش بینی کرده است.
ناگفته نماند که بدلیل تقاضای لازم در بازار داخلی، رکود در حوزه بازار مسکن و طرح های عمرانی و مشکل صادرات، کارخانه های سیمان با هفت درصد ظرفیت اسمی تولید می کنند که این مساله منجر به کاهش بازدهی این شرکت ها و افزایش قیمت تمام شده سیمان شده است.
به نوشته بلومبرگ، شرکت سرمایه گذاری چارلمگ لندن پیش بینی می کند که سرمایه گذاری در نمادهای بانکی، شرکت های ارتباطی و صنایع سیمانی در بازار اوراق بهادار تهران چه پیش از لغو تحریم ها و چه پس از آن قابل انجام است و این تمایل بدلیل خواسته ی سرمایه گذاران خارجی برای آمادگی حضور در بازار سهام ایران پیش از آرام شدن فضای اقتصادی ایران در پی لغو تحریم هاست.
براساس این گزارش، شرکتهای سرمایه گذار خارجی مایلند تا پیش از نهایی شدن مذاکرات هسته ای ایران- آمریکا وارد معاملات "بازار رونق پذیر بورس تهران" شوند، چراکه پایین بودن ارزش بازار سهام ایران برای سرمایهگذاران حاشیهای خارجی تشویق کننده است.
از طرفی دیگر بازار صادرات سیمان، ایران میتواند با وسعت بخشیدن شعاع صادراتی منطقه ای از انباشت عرضه بکاهد. طرح های عمرانی دوحه برای میزبانی جام جهانی 2022 در قطر، ساخت پروژه های عظیم ساختمانی دوبی برای برگزاری اکسپو 2020 و افزایش تقاضا در ساخت و ساز در عربستان سعودی می تواند این کشورها را در مسیر آینده صادراتی سیمان ایران از طریق مکانیسم شفافی همچون بورس قرار دهد.
ایسنا
به گزارش خبرنگار اقتصادی میزان، شاخص کل بورس دقایقی پیش با کاهش 59 واحدی در ارتفاع 67 هزار و 991 ایستاد.
در
ساعات ابتدایی معاملاتی امروز (چهارشنبه) نمادهای حکشتی، خپارس، خکاوه و
ورنا بیشترین منفی و ثاخت، بموتو و آکنتور بیشتر تاثیر مثبت را بر نماگرهای
بورس داشتند.
قطره
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بازارهای مالی (ایستانیوز)،با کاهش 14/ 0 درصدی
شاخص کل، ارزش کل معاملات بازار سهام روز گذشته به 3/ 851 میلیارد ریال
رسید که نسبت به دوشنبه افت 4/ 26 درصدی را نشان میدهد. حجم کل معاملات
نیز با کاهش 68/ 12 درصدی بالغ بر دادوستد 8/ 467 میلیون سهم شد. سهشنبه
نمادهای پارسان، حکشتی و شپدیس به ترتیب با اثرات 01/ 72، 61/ 69 و 9/ 34
واحدی بر شاخص، بیشترین اثر منفی را بر ریزش بورس داشتند. این در حالی است
که تایپکو، فارس، همراه و مبین با ثبت رشد قیمتها در زمره نمادهایی قرار
گرفتند که بیشترین تاثیر مثبت را بر شاخص کل بازار سهام و در نتیجه جلوگیری
از افت بیشتر شاخص طی این روز ایفا کردند.
از چهارشنبه هفته گذشته و در واقع از فردای روزی که توافق هستهای بهطور
رسمی اعلام شد، شاخص حدود 2 درصد افت کرده است؛ در حالی که در بازه دو
هفته قبل از اعلام این رخداد تاریخی و در فاصله روزهای 9 تیر تا بیست و
سوم این ماه بازدهی شاخص به حدود 7 درصد رسیده بود.
از این رو طی روزهای اخیر روند ریزشی قیمت اغلب سهمها برخلاف انتظاراتی
که نسبت به رشد بورس پس از اعلام توافق هستهای وجود داشت، موجب شده تا
بسیاری از کارشناسان و کارگزاران دلایل مختلفی را برای این رخداد مطرح کنند
که از آن جمله میتوان به مواردی همچون موعد تسویه خریدهای اعتباری،
ترافیک برگزاری مجامع گروههای مهم بورسی مانند بانکیها، پالایشیها و... و
در نتیجه توقف نمادهای فعال این گروهها، گزارشهای نه چندان دلچسب سه
ماهه شرکتها، فروش گسترده از جانب حقوقیها به امید خرید سهام در قیمتهای
پایینتر، فشار سیاسی از جانب گروهی خاص و... اشاره کرد. بررسیهای «دنیای
اقتصاد» نشان میدهد دو شائبه در شرایط کنونی در مورد دلایل ریزش بازار
سهام پذیرفتنی نیست؛ اول آنکه رفتار بورس تحت برخی رفتارهای سیاسی نیست که
این رفتارها را عامل فشار فروش بعد از توافق قلمداد کنیم. نکته دیگر که این
روزها شنیده میشود آن است که عدم حمایت متولیان بازار سهام بهطور خاص
دولت و سازمان بورس و حتی برخی عدم وضع محدودیتها بر سر راه حقوقیها باعث
ریزش بازار سهام شده است که بررسیها از معیوب بودن هر دو نظر برای تحلیل
حکایت دارند.
بازدهی مثبت بورس در بلندمدت در پی تاثیرات لغو تحریمها بر اقتصاد
عضو هیات مدیره مشاور سرمایهگذاری آوای آگاه در گفتوگو با «دنیای
اقتصاد» درخصوص این ابهام که چرا با وجود انتشار اخبار مثبت از ابعاد مختلف
توافق هستهای بازار روند نزولی را در پیش گرفته است، گفت: اگر به رفتار
بازار سرمایه در زمان انتشار قطعنامههای تحریمهای پیشین نیز نگاهی
بیندازیم، متوجه میشویم رفتار کنونی بازار چندان عجیب نیست. در آن ایام از
فردای صدور قطعنامهها بازار روند صعودی به خود میگرفت و بعد از چند روز
رشد، در بازه زمانی بلندمدتتری، مجدد روند نزولی بزرگتری را تجربه
میکرد. احسان رضاپور نیکرو ادامه داد: رفتار کنونی بازار سهام نیز شباهت
زیادی با همان ایام دارد؛ ولی عکس رویه قبلی. این بار بازار قبل از انتشار
بیانیه و خبر توافق بعضا در نمادهایی با رشد بیش از 30درصدی شاخص همراه
بود. این درحالی است که همه ما میدانیم تاثیرات این توافق کوتاهمدت نیست و
در بازه میان مدت تا بلندمدت آثار خود را بر اقتصاد کشور نشان خواهد داد.
این کارشناس بازار سهام افزود: از سوی دیگر سیگنال مشخصی از ورود پولهای
جدید از سوی نهادهای بزرگ نیز مشاهده نمیشود که دلایل مشخصی دارد. نخست
اینکه به دلیل فشارهای موجود و نیاز به نقدینگی، اکثر نهادها خود نیاز به
منابع مالی برای خروج از شرایط فشار مالی که در آن گرفتار شدهاند دارند که
بعضا حتی به عرضه سهام نیز میپردازند و از سویی دیگر بهطور منطقی
عجلهای برای ورود به بازار ندارند؛ چرا که به نظر نمیرسد از بازده پرسرعت
و بسیار جذابی در بازار سرمایه عقب بمانند. اما به هر ترتیب اعتقاد دارم
با پیشرفت فرآیند توافق و دریافت مطالبات نهادهای خصوصی و دولتی از یکدیگر و
کاهش فشارهای مالی، به مرور شاهد ورود منابع جدید یا برگشت منابع به بازار
سرمایه باشیم که روند ماههای آینده را بیشتر متاثر میسازد. در واقع
انتظار این است که به مرور کف قیمت سهام شرکتهای پرپتانسیل بالاتر از
ماههای پیش و جاری خواهد بود.
وی با رد برخی شائبهها مبنی بر فشار سیاسی از جانب گروهی خاص برای به
چالش کشیدن مساله توافق و فروش حقوقیها به قصد خرید سهام در قیمتهای
پایینتر که گفته میشود این موارد موجب ریزش بورس طی چند روز اخیر
شدهاند، گفت: این هفته، هفته بسیار پرترافیک مجامع شرکتهای بورسی بود. در
این میان شرایط رکودی حاکم بر فضای اقتصادی کشور باعث شده اکثر شرکتها با
مشکلات تامین مالی و سرمایه در گردش مواجه باشند. این موضوع تاخیر در
پرداخت سود شرکتها را موجب شده و بسیاری از اشخاص حقیقی و حقوقی تمایلی به
حضور در مجامع و دریافت سود سهام خود در ماههای آینده ندارند و از آنجا
که در روز بازگشایی رقمی حدود سود تقسیمی از قیمت سهام شرکتها کاسته
میشود بنابراین بهطور منطقی، ترجیح میدهند نقد را اولویت قرار دهند و به
امید نسیه نمانند.
رضاپور توضیح داد: بدون شک خریدهای اعتباری و نگرانی از ضرورت فروش در
قیمتهایی که سود از آن کاسته شده است، در ایام موعد تسویه کارگزاریها نیز
روی این مساله تاثیرگذار بوده است. فراموش نکنیم اشخاص حقوقی نیز تیمهای
کارشناسی و اقتصادی خود را دارند و با توجه به مقتضیات و شرایط مالی خود،
اغلب سعی میکنند بهترین تصمیم را بگیرند که البته بهطور طبیعی برخی اوقات
تشخیصهای اشتباه دادهاند و عرضههای آنها با خرید مجدد در قیمتهای
بالاتر همراه شده است. شاید برخی اظهار نظرهای تلویزیونی و بد اخلاقیهای
سیاسی رسانهها شائبههای اخیر را در ذهن فعالان بازار سرمایه تشدید کرده
باشد؛ ولی در مجموع وزن این سناریوها را به هیچ وجه بالا نمیدانم.
عضو هیاتمدیره مشاور سرمایهگذاری آوای آگاه برخی اعتقادات مبنی بر عدم
حمایت متولیان بازار سرمایه از بورس و لزوم دخالت این طیف را برای رونق
معاملات و ورود نقدینگی به بازار سهام، نادرست دانست و بیان کرد: واقعیت
این است که شرایط بازار سرمایه عجیب، غیرعادی و ملتهب نیست که نیاز به
دخالتهای مکرر داشته باشد و وضع قوانین خاصی را طلب کند. بررسی تاثیر
بلندمدت برخی دخالتهای نابجا نیز موید عدم توفیق و اثربخشی پایدار آنهاست.
فقط به نظر میرسد اهالی بازار سرمایه که انصافا در یک سال و نیم اخیر
فشارهای زیاد مالی را تجربه کردهاند، مقداری عجله دارند و برخی
اظهارنظرهای خوشبینانه مبنی بر انتظار بازده سریع بازار سرمایه بعد از
توافق آنها را بیش از حد امیدوار کرده بود.
وی گفت: به شخصه معتقد هستم در صورت تکمیل صحیح فرآیند توافق مطابق
انتظارات رهبری و همراهی طرفین توافق در ادامه مسیر، بازار سرمایه
پرپتانسیلترین بازار از لحاظ بازده در بین بازارهای رقیب در یک سال آتی
خواهد بود؛ اما با دربرداشتن افت و خیزهای مقطعی که ذات آن است و البته
همگام با بهبود وضعیت واقعی شرکتها در صنایع مختلف تاثیرپذیر.